اعتماد و اطمینان

اعتماد

اعتماد کلمه ای کلیشه ای بیش نیست !

فقط اعتماد به نفسه که به نظر من وجو خارجی داره و به هیچ عنوان اعتماد واقعی وجو نداره

خوب که توجه کنی اعتماد یک چیز نسبیه و همه میگن باید به دستش اورد اما یادتون باشه این به دست آوردن از دست دادن هم داره و واقعا یک چیز مسخرست والا

فرضا فکر کن ما به یک شخص رو به عنوان رئیس جمهور کشورمون انتخاب می کنیم و تا زمانیکه هنوز مقامش رو داره خیلی ازش تعریف می کنیم و خوب میگیم . بعد از اینکه ریاستش تموم میشه هزار تا چپیز بارش می کنیم و هر کار نادرستی که انجام شده رو به اون نسبت میدیم و اعتماد ما تا زمان ریاست اونه و بعد از اون تموم شده رفته پی کارش !

به نظر شما  اعتماد با اطمینان چه فرقی داره ؟

نمی دونم تا الان بهش فکر نکردم مطمئنم شمام بهش فکر نکردین مثل هزار چیز دیگه که تا الان بهش فکر نکردین.

شده به آینده مورد تصور تون فکر کنید که می خواین چه آینده ای داشته باشید ؟

شده فکر کنید که واقعا از این دنیا چی می خواین ؟

شده …. ؟

و خیلی سوالات دیگه که واقعا از خودمون نپرسیدیم و نخواهیم پرسید …

من واقعا موندم این چه وضعشه  ها

من تا الان فقط به چند نفر اطمینان و اعتماد دارم که اونا برام همه چیزمن که شامل مادرم ، برادرم و دوستم رضا میشه و بس و به کس دیگه ای هم نمی خوام اطمینان کنم مگر اینکه به قول معروف اعتماد و اطمینام منو به دست بیاره

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *