شروع به نوشتن کتاب

نوشتن کتاب

الان حدود دو ساله دلم می خواد شروع کنم به نوشتن و کتاب بنویسم اما هر دفعه که شروع می کنم همون روز اول ارادم سست میشه و ادامش نمیدم.

الان می وام این رو بررسی کنم که چرا دل سرد میشیم و چطور باید از دلسرد شدن در نوشتن جلوگیری کنیم.

خوب من معمولا وقتی یک کاری رو شروع می کنم ابتدا در موردش خیلی فکر می کنم تا تمام جوانب کار رو در نظر بگیرم تا بعدا دچار مشکل نشم.

من بیشتر در مورد انتخاب موضوع کتاب تردید دارم و نمی دونم آیا موضوع کتاب خوبه یا نه ؟

من قصد دارم تا کتابی برگرفته از تخیلاتم بنویسم ، من بیشتر شب ها داشتان های تخیلی که از حدود ۵ سال پیش شروع شده رو میبینم و حتی بعضی اوقات بعد از بیدار شدن چشم هامو می بندم و با اراده خودم می تونم ادامه داشتان رو اونجور که می خوام ادامه بدم ، یعنی اینکه خوابی که میدیدم رو می تونم خودم ادامش بدم اونجور که دلم می خواد.

من اینو می دونم که اگه قصد داری کاری رو انجام بدی و دلت هم بخواد اون کار رو می تونی تموم شده حساب کنی و نباید تردید در شروعش داشته باشی و باید با تمام توان تو اون کار به پیش بری.

خیلی وقت ها که تصمیم می گیرم دوباره شروع کنم از خودم می پیرشم چرا این ۵ سال هی به خودم گفتم باشه بعدا ؟ اما الان کمی مصمم ترم تا این کار رو شروع کنم و به پیش برم.

به امید اینکه شما هم موفق باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *