کنکور کاردانی به کارشناسی

کنکور

۶۸۵

سلام دوستان

من ۱۶ مرداد کنکور دارم هنوز شروع نکردم به خوندن اما قصد دارم از فردا شروع کنم !!

خوب به نظر من برای کنکور های کاردانی حتی ۱۰ روز هم زیاده ، حیف اون همه زمانی که برای آزمون کاردانی گذاشتم و درس خوندم.

برای این نتیجه گیریم باید به ۴ سال پیش برگردیم زمانی که من انتخاب رشته کردم ، من اول دبیرستان وضع درسی خوبی نداشتم و فقط می تونستم به کاردانش برم اما من نمی خواستم که برم کاردانش و برای همین با هر دردسری که بود می خواستم برم معماری که البته از خرداد سال قبل برای کلاس معماری اسمم رو توی رزرو گذاشته بودم اما نامرد ها اسمم رو خط زده بودن و به علت معدل پایین و تجدید داشتنم که توی شهریور پاس شد مجبور شدم برم سر کلاس های کامپیوتر بشینم .

 

۵۴

 

من تا تابستان بعد اول دبیرستان با کامپیوتر آشنا نبودم و وقتی با دو تا از دوستان رفته بودیم کافی نت با اینترنت آشنا شدم و به اون علاقه مند شدم و بعد از ظهر همون روز برگشتم و یک وبلاگ درست کردم توی بلاگفا با موضوع ابزار ها که بعد از یک هفته به امان خدا ولش کردم و رفتم سراغ یک وبلاگ شعر و چرت پرت های دیگه که خودمم الان موندم که چقدر بیکار بودم که انقدر چرت پرت از توی کتابای شعر کپی می کردم .

خلاصه گذشت و سال آموزشی جدید شروع شد و من رفتم سر کلاس های درس کامپیوتر که یکی از معلمانم باعث شد من به این رشته علاقه مند بشم و فامیل ایشون نظیفی بود و فکر کنم اسمشون هم حمید بودش ، ایشون برنامه نویسی رو خیلی با جذبه خاصی تدریس می کردن که من خیلی راحت مباحث رو فرا گرفتم و الان همه ی زبان ها برام خیلی آسونه .

 

کنکور

دو ماه که از سال تحصیلی گذشت یک کامپیوتر رو میزی یا همون دسکتاپ گرفتم و با بسته های آموزش تصویری و کلاس ها تونستم خودم رو خیلی بالاتر از سطح کلاس ها برسونم و کلاس رفتن برام جنبه وقت گذرانی داشت و نه یاد گرفتن چون همه مباحث رو یاد داشتم.

کار به جایی رسیده بود که من به معلمم مطالب رو یاد میدادم تا اون البته نه معلمی که بالا ذکر کردمش چون ایشون سرباز معلم بودن و سال بعد برای تدریس نیومدن.

من همیشه تو کارگاه با دوست صمیمیم می نشستم که اسمش رضاست و میز بقلی هم دوست های صمیمی دیگم علی و صادق بودن ، من چند وقته با صادق در ارتباط نبودم و نمی دونم فکر می کنم شاید کمی کدورت یا فاصله بینمون افتاده ولی من همیشه دوستش دارم و حتی اگه نزدیکش نباشم بازم بیادشم .

من می خواستم علی رو هم با خودم و رضا هم مسیر کنم که قضیه رو جدی نگرفت حتی با پیگیری های من ! برای همین هم منتظرم تا خودش پیگیر بشه تا هم مسیر بشیم چون می دومنم که تا خودش نخواد نمیشه.

خوب گذشت تا سوم دبیرستان که معدل نوبت اولم ۱۹٫۳ شد که خودمم هنگ کردم وقتی به خانواده نشون دادم هم کرش کرده بودن باید دوباره ریست می کردم شون ! خخخ

کنکور

خوب گذشته تا که معدل پایانیم ۱۹ و خورده ای شد و تابستان رسید و من با دو دوست عزیزم رضا و علی برای کنکور شروع به خوندن کردیم که الان که فکر می کنم میبینم کاش می رفتم دانشگاه آزاد حداقل می دونستم پول میدم درسمم میخونم نه این مسخره بازیای دانشگاه دولتی رو هم ندارم.

خلاصه نتیجه اومد و من مشهد قبول شدم دانشکده منتظری و دوستم رضا ساری و علی سبزوار

به دلیل اینکه من ورودی مهر بودم باید چهار ماه رو همینطور می گزروندم ، نمی دونم چی شد اما تو این چهار ماه زیاد با رضا در ارتباط نبودم.

خلاصه اینم بود داستان زندگی من از اول دبیرستان تا الان که هفته بعد کنکور کارشناسی دارم الان که این دو سال گذشت دارم فکر می کنم که چرا نرفتم سربازی یا سر یک کار ، واقعا تصمیم ادامه تحصیلم یکی از اشتباهاتم بود یا اینکه این دست تقدیره.

 

۶۵

 

امدیوارم موفق باشید و حواستون ور جمع کنید تا می تونید از هنرستان های فنی حرفه ای و دانشکده هاش دوری کنید و برین در رشته های نظری ادامه تحصیل بدین.

 

 

پی نوشت :

کنکور رو در روز ۱۶ مرداد ۱۳۹۴ برگزار شد و من به نظر خودم اولین اولویتی که انتخاب کردم رو میارم پس بنابراین از بهمن ۹۴ در بجنورد شروع می کنم به ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *