سال ۱۳۹۴ برای من چگونه گذشت ؟

قوچ

خوشبختانه سال بدی نداشتم .

می خوام از ابتدای شروع سال تا انتها تیتیر وار همه موارد رو بنویسم :

ابتدای سال ۵ فروردین بود که من به عنوان راهنمای مسافر جوانان هلال احمر رفتم و ۵ روز اونجا بودم.

از ۱۰ فروردین بود که به پایگاه هلالاحمر اسدلی رفتمو به دلیل مشکل به وجود آمده بعد از دو روز برگشتم.

۱۳ بدر رو پیش خانواده ام بودم و بسیار به من خوش گذشت و ۱۵ فروردین بود که من رفتم مشهد برای ادامه دادن ترم ۳ کاردانیم .

تو مدتی که داشنگاه بودم با دوستان عزیزم خیلی به من خوش گذشت و ترم ۳ هم تموم شد و نتایج خوبی گرفتم و تابستان شروع شد.

در تابستان من فعالیت خودم رو در هلال احمر ادامه دادم و اوقات فراغتم رو پر کردم و در کنار اون به تماشای سریال های زبا اصلی پرداختم.

تابستان خوبی بود ، من تصمیم داشتم تا کاردانی رو در سه ترم تموم کنم اما به دلیل اینکه ۲ واحد بیشتر از مجاز برای انتخاب واحد داشتم نتونستم که درسم رو تموم کنم ، در تابستان من به همراه دوستم قصد داشتیم که به نیروی دریایی ملحق بشیم و برای ثبت نام در استخدامی به مشهد رفتیم و ثبت نام کردیم.

در آزمون استخدامی شرکت کردیم و آزمون رو قبول شدیم.

مصاحبه و معاینه پزشکی استخدامی ارتش روز بعد از آزمون کاردانی به کارشناسی بود که من به واسطه برادرم از رفتن به ارتش منصرف شدم و در آزمون شرکت کردم و تا زمانی که تمام سوالات را پاسخ دادم در آزمون موندم اما دوستم رضا که می خواست در مصاحبه استخدامی ارتش شرکت کنه نیم ساعت بیشتر در کنکور نموند و رفت تهران برای آزمون و در بخش پزشکی رد شد و همچنین نتوانست در کنکور قبول بشه.

من بع اینکه اصلا نخونده بدم رتبه ۱۰ کشوری آوردم و اولین اولویت و تنها اولویتم که دانشکده بجنورد بود رو آوردم ، اگه مشهد کارشناسی نرم افزار رو داشت مطمئنن اونجا رو انتخاب می کردم.

این تابستان پر فراز و نشیب بود.

تابستان تموم شد و من برای ترم آخرم که ۱۴ واحد داشتم رو از منتظری مشهد به دانشکده دارالفنون بجنورد مهمان گرفتم و در این ترم چون واحد کمی داشتم کلا ۳ هفته کلاس رفتم . در انتها نمرات خوبی هم گرفتم.

ابتدای مهر بود که دوستم رضا قصد داشت که برای فارغ التحصیل شدن به ساری بره که با هم رفتیم و سفری بسیار دل انگیز بود.

از مهر هر ماه یک هفته رو میرفتم هلال احمر و خدمت داوطلبانه انجام میدادم.

ترم تموم شد و برای فارغ التحصیل شدنم رفتم مشهد و خیلی اتفاقی یکی از دوستان خوبم احسان رو اونجا دیدم که از طبس اومده بود برای کار های فارغالتحصیلی اش و کار هامون رو با هم انجام دادیم و مثل همیشه با هم رفتیم ساندویچی بلوط و بعدش آبمیوه و بستنی رضا و از اوناج خداحافظی کردیم.

ترم جدیدم در کاردانی به کارشناسی شروع شد و همکنون که این مطلب رو می نویسم در وسط ترم اول هستم  و در کل می تونم بگم برام سال خوبی بوده و موفقیت های بسیاری داشتم.

امیدوارم موفق باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *